بیابانزایی
بیابانزایی نوعی تخریب تدریجی زمین است که در آن زمینهای حاصلخیز و بارور به تدریج دچار زوال تولید میشوند و شروع این فرایند با تشدید خشکی زمین آغاز میشود. این پدیده معمولا به دلیل ترکیبی از فرآیندهای طبیعی و فعالیتهای انسانی رخ میدهد که میتواند عواقب وخیمی برای انسان، محیطزیست و اقتصاد محلی داشته باشد. در این میان، خشکشدن دریاچههای شور بهعنوان مسئلۀ جدی در سرتاسر جهان، نقش مهمی در بروز پدیده بیابانزایی ایفا میکنند. دریاچههای شور باقیمانده دریاچههای دورۀ کواترنری هستند که بهدلیل عدم ارتباط با آبهای آزاد، در اثر تغییرات اقلیمی و عوامل انسانی، به طور مداوم دچار نوسان سطح آب، فروکش و تهیشدگی میشوند. پژوهشجاری به مرور وضعیت دریاچههای خشک در نقاط مختلف جهان از جمله دریاچه ارومیه، دریاچه پوپو، دریاچه نمک بزرگ، دریاچه اوونز، دریای مرده، دریاچه واکر، دریاچه سالتون و دریای آرال و همچنین علتهای خشکیدگی و پیامدهای ناشی از آن را مورد واکاوی قرارداده است. نتایج حاکی از آن است که علت اصلی خشک شدن این دریاچهها به میزان ۴۰% ناشی از تغییرات اقلیمی شامل افزایش دما، کاهش بارش و تغییر الگوی جوی است که به تبخیر بیشتر آب دریاچهها و کاهش سطح آب منجر میشود و 60% ناشی از عوامل انسانی از جمله فعالیتهای کشاورزی، برداشت بیرویه آب، ساخت و ساز، آلودگی و مدیریت نادرست منابع آب است. این فعالیتها به شدت بر زیستبومهای آبی تاثیر میگذارند و موجب کاهش سطح آب و در پایان خشک شدن دریاچهها میشوند که در نتیجۀ آن موجب ایجاد آلودگی هوا، شیوع بیماریهای تنفسی، مشکلات بهداشتی، گرد و غبار، کاهش درآمد کشاورزی، از دست رفتن حاصلخیزی خاک و تخریب زمینهای کشاورزی، مهاجرت مردم، فروپاشی اقتصاد محلی و کاهش فرصتهای شغلی در این مناطق و اطراف آنها میشود.
تخریب تدریجی زمین به بیابان خشک است که در آن زمینهای حاصلخیز و قابل کشت به تدریج به بیابان تبدیل میشوند. این پدیده معمولا به دلیل ترکیبی از فرآیندهای طبیعی و فعالیتهای انسانی رخ میدهد که میتواند عواقب وخیمی برای محیط زیست، اقتصاد و جوامع محلی به همراه داشته باشد. در این میان، خشک شدن دریاچههای شور به عنوان یک مسئله جدی در سرتاسر جهان، نقش مهمی در بروز پدیده بیابانزایی ایفا میکند. دریاچههای شور باقیمانده دریاچههای دوران سوم زمینشناسی هستند که به دلیل عدم ارتباط هیدرولیکی با آبهای آزاد، در اثر تغییرات اقلیمی و عوامل انسانی، به طور مداوم دچار نوسانات آب، فروکش و تهیشدگی میشوند. حال در این میان این مقاله به مطالعه دریاچههای خشک در نقاط مختلف جهان از جمله دریاچه ارومیه، پوپو، نمک بزرگ، اوونز، مرده، واکر، سالتون و آرال و همچنین عوامل خشک شدن و پیامدهای ناشی از این پدیده میپردازد. به همین منظور، اطلاعاتی در خصوص دلایل خشکشدن این دریاچهها جمعآوری شده است. نتایج حاکی از آن است که علت اصلی خشک شدن این دریاچهها به میزان 40 درصد ناشی از تغییرات اقلیمی شامل افزایش دما، کاهش بارش و تغییر الگوی جوی است که به تبخیر بیشتر آب دریاچهها و کاهش سطح آب منجر میشود و 60 درصد ناشی از عوامل انسانی از جمله فعالیتهای کشاورزی، برداشت بیرویه آب، ساخت و ساز، آلودگی و مدیریت نادست منابع آب است. این فعالیتها به شدت بر اکوسیستمهای آبی تاثیر میگذارند و باعث کاهش سطح آب و در نهایت خشک شدن دریاچهها میشوند که در نتیجه آن این عوامل اغلب منجر به ایجاد آلودگی هوا، شیوع بیماریهای تنفسی، مشکلات بهداشتی، گرد و غبار، کاهش درآمد کشاورزی، از دست رفتن حاصلخیزی خاک و تخریب زمینهای کشاورزی، مهاجرت مردم، فروپاشی اقتصاد محلی و کاهش فرصتهای شغلی در این مناطق و اطراف آنها میشود.