<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مدیریت بیابان</title>
    <link>https://www.jdmal.ir/</link>
    <description>مدیریت بیابان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sat, 22 Nov 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>ارزیابی اقتصادی تغییرات پوشش اراضی در سه دورۀ زمانی مختلف در حوزۀ آبخیز طالقان</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_731571.html</link>
      <description>پوشش زمین بازتابی از رابطه متقابل میان انسان و محیط طبیعی هستند و نوع بهره‌برداری انسان از زمین را در راستای اهداف مشخصی به تصویر می‌کشد. تغییر در پوشش، چه به‌معنای جابجایی میان انواع مختلف استفاده از زمین و چه تغییر در الگوی مکانی آن یکی از مؤلفه‌های اصلی در بررسی‌های منابع طبیعی است. در پژوهش حاضر، به‌منظور بررسی تغییرات زمانی پوشش اراضی، از روش یادگیری ماشین بردار پشتیبان &amp;amp;nbsp;برای طبقه‌بندی تصاویر ماهواره‌ای در محیط سامانه گوگل ارث انجین بهره‌گیری شد در سه بازۀ زمانی انجام‌شد. نتایج پژوهش نشان داد که کاربری مرتع در بین کاربری‌های مختلف با داشتن سطح ha71350 دارای بیشترین مساحت است، امّا با گذشت زمان روند کاهشی داشته است. در مقابل، اراضی بدون پوشش که در سال 1990 دارای مساحتha 40451 بوده، طی سال‌های مختلف روند افزایشی داشته و از 31% &amp;amp;nbsp;در سال 1990 به 52% در سال 2020 رسیده‌است. &amp;amp;nbsp;نتایج نشان داد که کاهش چشمگیر مراتع به دلیل، افزایش قیمت زمین و نبود صرفۀ اقتصادی در کشاورزی، منجر به افزایش کاربری‌های مسکونی و ویلاسازی شده‌است. این تغییرات موجب از بین رفتن ارزش قابل‌توجهی از خدمات بوم‌سازگان شده که از نظر اقتصادی و ‌محیط‌ زیستی زیان‌بار است. با توجه به میانگین ارزش سالانۀ هر هکتار از عرصه‌های مرتعی از نظر تولید و خدمات بوم‌سازگان و خسارت ناشی از هدررفت آن برای جامعه، حدود 4007717893 میلیارد ریال برآورد شد و با وجود سودآوری کوتاه‌مدت برخی کاربری‌ها دیگر، تخریب منابع طبیعی در بلندمدت غیرقابل جبران و فاقد توجیه‌است. بنابراین، تغییر مراتع به هیچ وجه از جنبه‌های مختلف اقتصادی قابل توجیه نیست. در پژوهش حاضر به بررسی مدل ایستا پرداخته شد اما پیشنهاد می&amp;amp;shy;شود که در بررسی‌های آینده از مدل پویا &amp;amp;nbsp;تحلیل اقتصادی تغییر کاربری اراضی بهره‌گیری شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل پایداری بوم‌سازگان مرتعی بابهره‌گیری از دستورالعمل‌های پایش و ارزیابی منابع طبیعی در حوزۀ آبخیز ملکشاهی، استان ایلام</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_730728.html</link>
      <description>مراتع به‌عنوان بوم‌سازگان‌های گسترده و حیاتی، در سال‌های اخیر زیر فشارهای مختلف دچار تخریب و کاهش کارایی شده‌اند. پژوهش حاضر به بررسی وضعیت پایداری بوم‌سازگان مرتع در حوزۀ‌آبخیز ملکشاهی در استان ایلام و با روش دستورالعمل پایش و ارزیابی طرح‌های مدیریت منابع طبیعی می‌پردازد. در این روش از سه معیار پایداری خاک، شامل ناهمواری سطح خاک، بافت خاک، پایداری خاک، فرسایش پذیری، حفاظت خاک، معیار پایداری پوشش گیاهی شامل؛ شاخص زادآوری و کلاس سنی، تنوع زیستی، ترکیب گیاهی، بنیه و شادابی گیاهان، تاج پوشش، شاخص درصد لاشبرگ، وضعیت گیاهان مهاجم سمی و شاخص مقدار تولید سالانه و معیار پایداری اجتماعی- اقتصادی شامل؛ تناسب دام و مرتع، تناسب بین جمعیت انسانی و مرتع و شاخص تناسب بهره&amp;amp;shy;برداری برای ارزیابی و محاسبه پایداری مرتع به روش امتیازدهی استفاده‌شد. همچنین تغییر کاربری اراضی دوره زمانی 1400-1390 مورد بررسی قرارگرفت. امتیاز معیارهای پایداری خاک، پوشش گیاهی و اجتماعی- اقتصادی به ترتیب 13، 29 و 6 به‌دست آمد و تغییرات کاربری اراضی نشان داد که مساحت کاربری جنگل در سال 1400 حدود 7% کاهش و کاربری مرتع 2% اقزایش یافته است. همچنین با توجه به نتایج، امتیاز نهایی بوم&amp;amp;shy;سازگان مرتع حوزه آبخیز ملکشاهی 48 به‌دست‌ آمد که نشان‌دهنده وضعیت متوسط است. طبق نتایج پژوهش حاضر، پایداری خاک، پوشش گیاهی و ابعاد اجتماعی‌ـ‌اقتصادی در حوزه آبخیز ملکشاهی به‌واسطه فشار چرای بیش از ظرفیت مرتع، متکی‌بودن جمعیت به مرتع بیش از توان آن و تغییر نامناسب کاربری اراضی در وضعیت نامطلوب قراردارد. بااین حال، روش به‌کاررفته می‌تواند چارچوبی علمی برای ارزیابی پایداری مراتع و ابزاری کاربردی برای مدیریت بوم‌سازگان‌های مرتعی ارائه دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی نقش شدت فرسایش آبی بر تغییر ویژگی‌های خاک در چارچوب مدیریت پایدار اراضی بیابانی (بررسی موردی: حوزۀ آبخیز سرباز)</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_728859.html</link>
      <description>حوزۀ‌آبخیز سرباز با شیب‌های تند، بارش‌های رگباری و پوشش گیاهی محدود، مستعد فرسایش شدید خاک است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر شدت‌های مختلف فرسایش آبی بر ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک در حوزۀ‌آبخیز سرباز انجام شد. نمونه‌برداری خاک در چهار طبقه شدت فرسایش: بدون فرسایش، کم، متوسط و شدید و از عمق صفر تا m۳۰ با روش کاملاً تصادفی و به طور ترکیبی انجام‌شدد و داده‌های حاصل با آزمون ANOVA تحلیل شد. همچنین، همبستگی بین متغیرها بررسی شد تا ارتباطات آماری میان آنها مشخص شود. نتایج نشان داد که افزایش شدت فرسایش، موجب کاهش درصد رس از ۴/۲۶ به٪۱/۱۸، افزایش جرم مخصوص ظاهری از ۳۳/۱ بهgcm-3۶۴/۱، کاهش رطوبت وزنی خاک از ۴/۱۴ به ۷/٪۶ و کاهش تخلخل می‌شود. از نظر شیمیایی، کاهش معنی‌داری در عناصر تغذیه‌ای خاک مشاهده شد، به‌طوری‌که SOC &amp;amp;nbsp;از ۸۷/۱۱ به g /kg۰۳/۲ ، TN از ۹۳/۰ به g /kg۱۷/۰ ، AP از ۵/۱۸ به mg /kg۲/۴ و AK از ۲۷۹ به mg /kg۱۰۲ کاهش یافت. شاخص‌های زیستی فعالیت آنزیم کاتالاز، زیست‌توده میکروبی و تنفس پایه، در شدت‌های زیاد فرسایش کاهش معناداری نشان دادند. نسبت کربن میکروبی به کربن کل نیز کاهش یافت که بیانگر تضعیف نقش میکروارگانیسم‌ها در تثبیت کربن و چرخه‌های بیوژئوشیمیایی است. این یافته‌ها نشان می‌دهند که فرسایش آبی ساختار و عملکرد خاک را تضعیف می‌کند. به‌طور کلی، بیشترین تأثیر فرسایش بر مواد آلی و زیست‌توده میکروبی خاک مشاهده شد، که نقش کلیدی در کاهش پایداری زیستی و حاصلخیزی خاک دارند. بنابراین، طراحی و اجرای راهکارهای مدیریتی و حفاظتی مبتنی بر اصول علمی برای حفظ و احیای ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی و زیستی خاک در حوزۀ‌آبخیز سرباز، برای مدیریت پایدار اراضی بیابانی این منطقه مهم‌است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سنجش تاب&amp;shy;آوری جامعه محلی در برابر تغییر اقلیم در روستاهای شهرستان مشهد</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_731125.html</link>
      <description>در سال‌های اخیر، تغییرات اقلیمی نه‌تنها الگوهای بارندگی و دمای هوا را دگرگون کرده، بلکه چرخه‌های تولید غذایی را نیز زیر تأثیر قرار داده‌است. این دگرگونی‌ها موجب شده‌اند که بسیاری از روستاها با کاهش درآمد، مهاجرت اجباری، تخریب زیرساخت‌ها و تهدید معیشت مواجه شوند. در چنین شرایطی، تاب‌آوری روستایی نقش مهمی در توانمندسازی جامعه دارد. این رویکرد به‌جای تمرکز بر حذف مخاطره، بر افزایش ظرفیت‌های محلی برای سازگاری با شرایط متغیر تأکید دارد. هدف پژوهش حاضر سنجش تاب&amp;amp;shy;آوری جامعه محلی در برابر تغییر اقلیمی و تحلیل بعدهای مختلف تاب&amp;amp;shy;آوری در شهرستان مشهد است. در این راستا برای گردآوری داده‌ها و اطلاعات، از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شد. اعتبار پرسشنامه با نظر خبرگان مورد تأیید قرار گرفت و جهت تعیین پایایی مقیاس اصلی پرسشنامه از ضریب آلفاء کرونباخ استفاده شد. جامعه آماری پژوهش را، 11706 خانوار روستاهای شهرستان مشهد تشکیل داده&amp;amp;shy;اند؛ که بر پایه رابطۀ کوکران، 372 خانوار با روش نمونه&amp;amp;shy;گیری تصادفی طبقه&amp;amp;shy;ای چند مرحله&amp;amp;shy;ای با انتساب متناسب انتخاب‌شد. برای تجزیه و تحلیل داده&amp;amp;shy;ها، از مدل&amp;amp;shy;سازی معادلات ساختاری و آزمون t تک نمونه&amp;amp;shy;ای استفاده شد برای تجزیه و تحلیل داده‌ها، از مدل‌سازی معادلات ساختاری و آزمون t تک‌نمونه‌ای استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین تاب‌آوری در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی-زیرساختی، محیطی، نهادی-مدیریتی و روان‌شناختی کمتر از سطح مطلوب عددی 3 بوده و سطح معناداری کمتر از 01/0 است. علاوه بر این نتایج مدل‌سازی معادلات ساختاری پژوهش نشان‌داد که تغییر اقلیمی با ضریب 88/0- تأثیر منفی بر ابعاد تاب&amp;amp;shy;آوری جامعه محلی در برابر تغییر اقلیمی شهرستان مشهد دارد. براین اساس ارتقای تاب‌آوری جامعه محلی شهرستان مشهد نیازمند رویکردی چندبعدی، هماهنگ و مبتنی بر شرایط بومی است؛ که در آن تقویت ظرفیت‌های اقتصادی، اجتماعی، روانی، نهادی، زیرساختی و محیطی به‌صورت همزمان مورد توجه قرارگیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل توفان‌های گردوغبار و مسیریابی آنها با بهره‌گیری از تصاویر ماهواره‌ای MODIS و مدل HYSPLIT در منطقۀ شمال بلوچستان ایران</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_733234.html</link>
      <description>توفان‌های گردوغبار از پدیده‌های جوی و مخاطرۀ زمین-اقلیمی است که موجب اثرهای نامطلوب ‌زیستی، انسانی می‌شود. به‌منظور بررسی توفان‌های گردوغبار در بعد مکان، زمان و مسیریابی آنها از تصاویر ماهواره‌ای MODIS و مدل HYSPLIT استفاده‌شد. ابتدا رخدادهای گردوغبار در بازه زمانی 1392 تا 1402 به‌طور روزانه از پایگاه Giovanni بررسی شد. سپس تصاویر سنجنده آکوا ماهواره&amp;amp;shy;ای مادیس از رخدادهای موردنظر تهیه‌ و شاخص عمق اپتیکی آئروسل (AOD)، مربوط به هر رخداد به‌دست آمد. با کاربرد مدل HYSPLIT توفان‌های گردوغبار به‌روش‌های پس‌گرد و پیش‌رو مسیریابی شد. نتایج نشان داد کاربری اراضی بایر و تپه‌های ماسه‌ای دارای بیشترین شاخص AOD هستند. سال 1401 بحرانی‌ترین سال با میانگین شاخص (AOD) 36/0 شناسایی شد. تغییرات سری زمانی نشان‌داد در بازۀ زمانی 1392 تا 1402 تعداد روزهای غبارناک و میانگین شاخص AOD متغیر است و در دورۀ 97-1392 افزایش یافت. اما از سال 1397 تا سال 1399 کاهشی بوده است و سپس تا سال 1401 افزایش یافته است. از سال 1401 تا 1402 نیز کاهشی بوده است. نتایج&amp;amp;nbsp; مدل HYSPLIT نشان داد کشورهای ترکمنستان، افغانستان و پاکستان و در داخل کشور استان‌های خراسان‌جنوبی، کرمان و هرمزگان از منابع تولید گردوغبار ردیابی شدند. بررسی حاضر می‌تواند مبنایی برای برنامه‌ریزی پروژه‌ها، با هدف مدیریت و کنترل برداشت ذرات گردوغبار در منطقه شمال بلوچستان باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش گونه گون (Astragalus Podolobus) در افزایش کربن آلی و بهبود خاک در مناطق نیمه خشک</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_733780.html</link>
      <description>در پژوهش حاضر تأثیر افزودن کمپوست سلولزی به مقدار kg5 به ازای هربوته بر رشد رویشی و زایشی گیاه Astragalus podolobus در شرایط مزرعه طی دو سال متوالی مورد بررسی قرارگرفت. آزمایش در دانشگاه گنبد کاووس و در قالب طرح بلوک&amp;amp;rlm;های کامل تصادفی با 3 تکرار اجرا شد و شاخص‌های قطر یقه، ارتفاع و پوشش تاجی، تعداد غلاف، میانگین تعداد بذر در غلاف و تعداد گل در بوته در گیاهان تیمار و شاهد به همراه تغییر جمعیت میکروبی خاک مورد بررسی قرارگرفت. نتایج نشان‌داد که افزودن کمپوست در سال دوم توانست مقدار ماده آلی خاک را از 01/1 % به 7/2 % و تخلخل خاک را از 47% به 59 % افزایش‌بدهد. ارتقای کمی ماده آلی توانست چگالی ظاهری خاک را از طبقۀ به‌نسبت سنگین به سبک ارتقا دهد و تأثیر مثبتی بر رشد ریشه‌ها بگذارد؛ به‌طوری که پس از سه ماه از اعمال آن، ریشه‌ها در محل کمپوست تجمع و حجم و ساختار آن‌ها بهبود یافت. یافته‌ها همچنین بیانگر افزایش معنی‌دار قطر یقه گیاه در تیمار کمپوست در سال دوم بود. ارتفاع گیاه در سال دوم به‌طور معنی‌داری در تیمار نسبت به شاهد افزایش داشت، اما پوشش تاجی در هر دو سال تفاوت معنی‌داری نشان نداد. در بخش زایشی، اعمال نوبت دوم کمپوست دهی، موجب افزایش معنی‌دار تعداد کل غلاف‌ها و میانگین تعداد بذر در گیاهان تیمار نسبت به شاهد شده بود که بیان‌گر تأثیر مثبت تجمعی کمپوست بر عملکرد زایشی گیاه است. علاوه&amp;amp;lrm;بر&amp;amp;rlm;این، افزودن کمپوست موجب افزایش معنی‌دار جمعیت باکتری‌ها و قارچ‌های خاک شد. در مجموع، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که افزودن کمپوست سلولزی به‌طور مؤثری رشد رویشی و زایشی گیاه A. podolobus را بهبود بخشید. احتمالا این امر موجب ترسیب کربن به شکل زنجیره کربنی ابتدا در گیاه و سپس به شکل کربن آلی در خاک شده‌است. </description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تغییرات اقلیم و پیامدهای هیدرولوژیکی آن در حوزه آبخیز تالاب مهارلو</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_732698.html</link>
      <description>تغییر اقلیم یکی از چالش‌های مهم مناطق خشک و نیمه‌خشک به‌شمار می‌رود که با برهم زدن چرخه آب، منابع آبی را به‌شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. هدف پژوهش حاضر، تحلیل روند گذشته دما و بارش، ارزیابی تغییرات حجم آبدهی سالانه و بررسی چشم‌انداز اقلیم آینده در حوزه آبخیز تالاب مهارلو استان فارس است. برای این منظور، داده‌های بازتحلیل ERA5-Land و TerraClimate طی دوره 1991 تا 2022 (1370 تا 1401) به‌منظور بررسی روند اقلیم گذشته و همچنین برای ریزمقیاس‌نمایی خروجی مدل‌های منتخب CMIP6 در دوره آینده نزدیک 2040–2021 (1419-1400) تحت دو سناریوی SSP2-4.5 و SSP5-8.5 به‌کار گرفته شد. آزمون‌های من–کندال و شیب سن نشان دادند که تمامی شاخص‌های دمایی شامل حدی و میانگین در سه دهه گذشته روند افزایشی بین °C1 تا °C3 داشته‌اند. در این میان، گرمایش شبانه و زمستانی غالب بوده و موجب کاهش دامنه دمایی شبانه‌روزی و فصلی شده است. بارش سالانه نیز کاهشی بوده و بیشترین افت در زیرحوضه غرب دریاچه، به‌عنوان منطقه اصلی تأمین‌کننده آب تالاب مهارلو، ثبت شده است. در این بخش، کاهش حجم آبدهی سالانه نسبت به کاهش بارش محسوس‌تر بوده است که می‌تواند ناشی از تغییر در شدت و توزیع زمانی بارش‌ها و افزایش تبخیر و تعرق در سال‌های گرم‌تر باشد. بررسی تصاویر ماهواره‌ای نیز روند کاهش سطح پیکره آبی تالاب را تأیید می‌کند. پیش‌بینی‌های اقلیمی، تداوم گرمایش بین °C1/1 تا °C5/1 و افزایش جزئی بارش بین %3 تا %6 را نشان می‌دهند، با این تفاوت که در آینده گرمایش روزانه و تابستانی شدیدتر خواهد بود. تداوم روند فعلی می‌تواند به خشکیدگی تالاب، افزایش گردوغبار شور و تشدید بیابان‌زایی در منطقه منجر شود و لزوم تدوین راهبردهای سازگاری اقلیمی را دوچندان می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>پیش بینی ظرفیت چرایی مراتع کوهستانی با رویکرد یادگیری ماشین با تاکید بر تغییر اقلیم</title>
      <link>https://www.jdmal.ir/article_735552.html</link>
      <description>مراتع کوهستانی، نقش کلیدی در تأمین علوفه، حفظ تنوع زیستی و تنظیم چرخه‌ کربن ایفا می‌کنند. هدف پژوهش حاضر، پیش‌بینی ظرفیت بلندمدت چرایی مراتع ییلاقی منطقه ارشد چمن کندوان سهند و بررسی تأثیر تغییر اقلیم بر تولید و پوشش گیاهی بود. داده‌های میدانی طی یک دوره ۱۶ ساله از ۱۳۸۵ تا ۱۴۰۰، از شش ترانسکت جمع‌آوری شدند. شاخص‌های پوشش گیاهی شامل درصد پوشش و تولید علوفه در سه کلاس خوشخوراکی I، II وIII  و همچنین وضعیت سطح خاک اندازه‌گیری شدند. داده‌های اقلیمی شامل دمای حداقل، حداکثر و میانگین و بارش از ایستگاه‌های تبریز، سهند و مراغه استخراج و با شاخص‌های خشکسالی SPI و SPEI تحلیل شدند. داده‌های مدل‌های گردش عمومی جو با مدل SDSM تحت سناریوهای RCP ریز‌مقیاس‌سازی شدند و برای شبیه‌سازی ظرفیت چرایی از مدل‌های یادگیری ماشین XGBoost، Random Forest  و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج نشان داد تولید علوفه مرتع از kg/ha ۱۲۵۰ در سال ۱۳۸۵ به kg/ha۱۰۵۴ در سال ۱۴۰۰ کاهش یافته است که معادل کاهش 6/15% است و علوفه در دسترس نیز از 2/408 به kg/ha7/316 کاهش داشته است که معادل کاهش 4/22% است. در نتیجه، ظرفیت چرایی کوتاه‌مدت از 3/7 به 7/5 واحد دامی در هکتار در ماه کاهش یافت. در پیش‌بینی ظرفیت چرایی، مدل XGBoost با R² برابر 96/0کاهش 5/3% تا سال ۱۴۳۰ و مدل Random Forest با R² برابر 85/0 کاهش 3% را نشان داد. بر اساس این نتایج، پیشنهاد می‌شود تعداد دام تا سال ۱۴۳۰ حدود 20% کاهش یابد، طرح‌های غنی‌‌سازی پوشش گیاهی توسط عملیات اصلاح مرتع (مانند بذرپاشی و مدیریت چرا)، با مشارکت جوامع محلی اجرا شود و پایش مداوم ادامه یابد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
